مقدمه ای بر مديريت يکپارچه ايمني، بهداشت و محيط زيست

HSE

دكتر ايرج محمدفام

مقدمه:

 

سازمان بين المللي استاندارد از زمان تاسيس خود در سال 1942 استاندارد هاي بين المللي متعددي را با همكاري متخصصان وكارشناسان برجسته جهاني و همچنين كارشناسان موسسات استاندارد كشورهاي عضو اين سازمان تدوين ومنتشر نموده است.

هرکدام از استانداردهای انتشار یافته حیطه خاصی از عملیات و فعالیتها را پوشش داده و بر روی آن متمرکز می گردد. در بيست سال گذشته استانداردهاي بين المللي از چنان  پذيرشي برخوردار شده اند كه بسياري از كشورهاي توسعه یافته و در حال توسعه  استانداردهاي ملی و رسمي خود را بسوي پذيرش (Adoption) استانداردهاي بين المللي سوق داده ند. با انتشار استاندارهای کیفیت با عنوان کلی استانداردهای سری ISO 9000، موضوع استانداردهای جهانی وارد مرحله تازه تری گردید. بدنبال پذیرش و افزایش محبوبیت استاندارد اخیر استانداردهای مشابه ای مطرح و مورد استقبال گسترده ای قرار گرفتند که از این میان می توان به استانداردهای زیست محیطی و ایمنی و بهداشت شغلی اشاره کرد.

از ميان استانداردهاي تدوين شده توسط اين سازمان , سه مجموعه استاندارد تحت عنوان " مديريت كيفيت ,مديريت زيست محيطي و مديريت بهداشت وايمني شغلي " و استانداردهاي وابسته به آنها  اهميت خاص يافته و بكارگيري اصول و الزامات اين استانداردها و سازمانهاي توليدي و خدماتي در سرتاسر جهان دائما در حال گسترش مي باشد.

پس از معرفي استانداردهای اخیر و نتايج موفقيت آميز بكارگيري اين رويكرد، امروزه بسياري از سازمانها به نقش موثر پیاده سازی این نوع استانداردها در افزایش اثربخشی سازمانها سيستم  و نقش مفید آنها در جهت اهداف سازمان پي برده اند. از طرف ديگر در هر استانداردی ( ايمني، بهداشت، كيفيت، محيط زيست، ارگونومي، منابع انساني و غيره) تنها يكي از ابعاد سازمان مورد توجه قرار گرفته و سياست ها و اهدافي كه تعريف مي شوند در جهت آن جنبه از فعاليتهاي سازمان مي باشد. به همين دليل هر چند كه امروزه هيچ شكي در نقش استانداردها در هدايت و هماهنگ كردن فعاليتها در جهت اهداف سازمان وجود ندارد این امر نیز به اثبات رسیده است که تعدد سيستم ها مي تواند باعث پيچيدگي و سردرگمي سازمان, به هدر رفتن منابع, دوباره كاريها, ايجاد تضاد بين سياستها و اهداف تعريف شده و گردد. در همين راستا ادغام سيستم هاي مختلف در سازمان امري الزامي مي باشد

یکی از مهمترین علل ادغام سیستم های مدیریتی یاد شده تشابهات بین آنهاست. این تشابهات بین سیستم های مدیریت کیفیت، ایمنی و بهداشت و زیست محیطی و فواید ادغام این سیستم ها در بالاترین سطوح بین المللی شناخته شده و مورد تائید قرار گرفته است بطوریکه در مقدمه استاندارد ISO 14001 نسخه 1996 بیان شده است که این استاندارد بین المللی در اصول کلی سیستم مدیریت با سری استانداردهای ISO 9000 برای سیستم های کیفیت مشترک می باشد. سازمانها ممکن است استفاده از سیستم مدیریت موجود خود را که با سری ISO 9000 سازگار است به عنوان مبنایی برای سیستم مدیریت زیست محیطی خود انتخاب نمایند.

این موضوع در مقدمه استاندارد ISO 9001: 2000  نیز تحت عنوان سازگاری با سایر سیستم های مدیریت مورد اشاره قرار گرفته و بیان شده است که این استاندارد بین المللی در راستای استاندارد ISO 14001 نسخه 1996 می باشد تا سازگاری دو استاندارد را به منظور بهره مندی کاربران این استانداردها ارتقاء بخشد.

با وجود تشابهات فراوان موجود بین این سیستم ها بنظر می رسد که ادغام نیازمندیهای سیستم ایمنی و بهداست با سیستم مدیریت محیط زیست و سیستم های دیگر نسبتاٌ بدون پیچیدگی بوده و براحتی امکانپذیر باشد. ولی این امر در عمل بسادگی میسر نیست زیرا بایستی در ابتدا برای هر سازمانی فواید، مشکلات و مسایل حاشیه ای برای ادغام سیستم ها در نظر گرفت. علاوه بر این در نظر داشتن وجوه اشتراک و تفاوتهای بین سیستم های مورد نظر برای ادغام نیز ضروری می باشد. با این حال اگر نیازمندیهای سیستم های مدیریتی مورد نظر به درستی در سازمان طرح ریزی و اجراء شده باشد و کارکنان سازمان نیز آگاهی و تعهد لازم را در ارتباط با نیازمندیهای سیستم مربوطه داشته باشند ادغام سیستم های مدیریتی براحتی و بدون ایجاد اختلال در روند جاری فعالیتهای سازمان امکانپذیر خواهد بود.

مهمترین فواید ادغام سیستم های مدیریتی عبارتند از:

1.        اختصاص صحیح و منطقی منابع

-         جلوگیری از اختصاص دوباره یا چند باره منابع داخلی سازمان برای مدیریت سیستم های مختلف

-         جلوگیری از هزینه های اضافی و دوباره کاری های اجتناب ناپذیر در مستقر کردن سیستم های جداگانه

2.       ایجاد تصویری بهتری از سازمان

یک سیستم مدیریت ادغام شده که توسط گروه ثالث مورد تائید قرار گرفته است می تواند شاخص مناسبی برای برای نشان دادن تعهد سازمان به جامعه باشد. تصویری که چنین سازمانی در جامعه ایجاد می نماید مجموعه ای است که به موازات فعالیت های تجاری خود، مسایل دیگر نظیر موارد زیست محیطی، ایمنی، بهداشتی و غیره را همزمان رعایت می نماید.

3.     بهبود عملکرد سازمان

سیستم های مدیریت ادغام یافته با در نظر گرفتن مسایل ایمنی، بهداشت، محیط زیست و غیره می تواند منجر به کاهش و یا حذف حوادث، بیماریهای، آلودگیهای زیست محیطی و موارد مشابه شود که مسایل یاد شده منجر به بهبود عملکرد سازمان خواهد شد.

4.     بهبود رضایت مشتری

-     ادغام این سیستم ها منجر به عملکرد بهتر کیفی، زیست محیطی، ایمنی و... شده که به نوبه خود رضایت بیشتر مشتریان خواهد انجامید.

-     در صورتیکه سازمانی بتواند سیستم های ادغام یافته ای را برای کارهای پروژه ای پیشنهاد نماید این امر باعث کاهش هزینه های پروژه هم برای مشتری و هم برای عرضه کننده خواهد شد.

5.     کاهش پیچیدگی و سردرگمی

-         از طریق کاهش حجم مستندات سیستم های مدیریتی

-         افزایش سهولت در اجراء، نگهداری و بهبود یک سیستم واحد

-         افزایش راحتی کارکنان از نظر ارجاع به روشهای اجرایی واحد و ادغام یافته

با وجود فواید فوق ادغام سیستم های مدیریت متفاوت با دشواریها و موانع متعددی نیز همراه است که تعدادی از مهمترین آنها عبارتند از:

1.   میزان اعتباری که استانداردهای مرتبط از نظر ثبت و اجراء دارند.

2.   نیازمندیهای خاص مشتریان

-  در بعضی از بخشهای صنعتی ممکن است قسمتی از نیازمندیهای سیستم ایمنی، بهداشت، محیط زیست و غیره سازمان توسط مشتری یا قانون گذار تعیین شده باشد که این موضوع می تواند ادغام سیستم ها را با دشواری همراه سازد.

-   ممکن است نیازمندیهای مشتریان از بخشی به بخش دیگر متفاوت باشد.

3.  علایق شخصی

در درون سازمانها ممکن است تمایل خاصی از طرف متخصصین سیستم های مختلف برای حفظ سیستم های جداگانه و مقاومت در برابر ادغام سیستم ها وجود داشته باشد.

یکی از معمولترین سیستم های مدیریتی ادغام یافته سیستم مدیریت HSE است که زادگاه آن بخشهای انرژی شامل پالایشگاههای نفت، گاز، پتروشیمی ها و صنایع مرتبط است. در این سیستم مدیریتی سعی می شود که سه سیستم مدیریتی بهداشت، ایمنی و محیط زیست در هم ادغام شده و بصورت یکپارچه راهبری و کنترل گردد.

از آنجائیکه در حال حاضر هیچ گونه استاندارد جهانی در مورد سیستم یکپارچه HSE وجود ندارد لذا سازمانهای مختلف با توجه به سلایق، محدودیتها، ماهیت عملیاتی، نقاط قوت و موارد مشابه خود از قالب و ساختارهای متفاوتی برای سیستم های یکپارچه HSE خود استفاده می کنند که در بهش زیر یک نمونه جامع از سیستم های مدیریتی یکپارچه HSE مورد بحث قرار می گیرد.

 

در اين بخش و قبل از پرداختن به ساختار سیستم، به منظور ايجاد هماهنگي ودرك يكسان به تشریح اصطلاحات و تعاريف مورد استفاده پرداخته می شود:

 

1.مميزي Audit:

فرايند نظام يافته ,مستقل و مدون بمنظور بدست آوردن شواهد مميزي و ارزيابي آنها بصورت عيني جهت تعيين ميزاني كه معيار هاي مميزي بر آورده مي شوند.

مميزي داخلي ,كه گاهي مميزي شخص اول  نيز ناميده مي شود توسط خود سازمان يا از جانب آن جهت بازنگري مديريت و ساير مقاصد داخلي انجام ميگيرد.و ميتواند مبناي براي خود اظهاري سازمان در مورد انطباق باشد. در بسياري از موارد بخصوص در سازمانهاي كوچك , مستقل بودن ميتواند از طريق مسئوليت نداشتن در فعاليتي كه تحت عنوان مميزي است, به اثبات برسد

مميزي بيروني آنچه كه اصطلاحا مميزي شخص دوم يا شخص ثالث مي نامند در برمي گيرد.مميزي شخص دوم معمولا طرفهاي زينفع  از قبيل مشتريان و يا اشخاص از طرف انها انحام مي گيرد. مميزي شخص ثالث توسط سازمانهاي مميزي كننده مستقل بيروني انجام مي گيرد

و هنگامي كه دو يا چند سازمان مميزي كننده در انجام مشترك مميزي يك مميز شونده همكاري مي كنند آن را مميزي مشترك مي نامند

 

2.مميز (Auditor):

شخص داراي شايستگي جهت انجام مميزي.

 

3.كارشناس فني (Technical expert):

شخصي كه دانش و يا تخصص معيني را(دانش سازماني ,فرايندي وزبان وفرهنگي) براي تيم مميزي فراهم مي نمايد.  كارشناس فني بعنوان مميز در تيم مميزي عمل نم يكند.

 

4.بهبود مستمر Continual improvement

فرايند ارتقاي سيستم مديريت بهداشت HSE براي دستيابي به بهبودهاي در راستاي خط و مشي سازمان.

5. خطر Hazard

هرگونه منبع بالقوه زيان آور به شكل جراحات انساني، بيماري، صدمات به اموال و تجهيزات كارگاه و محيط ويا تركيبي از آنها.

 

6.شناسايي خطر Hazard identification

فرايند شناساي وجود خطر يا عامل زيان آور و تعيين مشخصات آن.

17 رويدادIncident

يك رخداد يا اتفاق كه كه منجر به حادثه (accident) شده ويا پتانسيل منجر شدن به حادثه را داشته با شد.

8.   عدم انطباق Non-conformance

هر گونه انحراف از استانداردهاي كاري،دستورالعملها،روشهاي اجرايي  مقررات كه بطور مسقيم يا غير مستقيم منجر به آسيب يا خسارت گردد.

 

9.  اهداف Objective

اهداف يا مقاصد به معناي عملكرد سيستم، كه يك سازمان خو درا مقيد به حصول آن مي داند   

 

10  بهداشت حرفه اي و ايمني Occupational health and safety

شرايط و عواملي كه ميتواند بر سلامت كاركنان،كارگران موقتي و پيمانكاري، مهمانان ومراجعه كنندگان ويا هر فرد ديگري در محل تاثير بگذارد.

 

21  سيستم مديريت بهداشت حرفه اي و ايمني OH &S management system

بخشي از كل سيستم مديريت كه: مديريت بر ريسكهاي بهداشتي و ايمني ناشي از فعاليتهاي هر سازمان را تسهيل منمايد  كه شامل ساختار سازماني،طرح ريزي،مسئوليتها،اعمال،روشها،فرايند،منابع،حصول،بازنگري  خط ومشي بهداشت حرفه اي وايمني مي با شد.

 

22  سازمان Organization

شركت،بنگاه،اداره،مجتمع كاري،موسسه و انجمن يا تركيبي از آنها اعم از ثبت شده يا نشده دولتي يا خصوصي كه داراي وظايف وتشكيلات خاص خود باشد.

 

23   عملكرد Performance

نتايج قابل اندازه گيري سيستم مديريت  بهداشت حرفه اي و ايمني مربوط به كنترل ريسكها ي ايمني و بهداشت در راستاي خط ومشي سازمان.

 

24  ريسك Risk

تابعي از احتمال وپيامد ناشي از وقوع يك اتفاق خطرناك را ريسك گويند.

 احتمال خطر *بزرگي خطر R= 

 

25   ايمني Safety

در امان بودن از ريسك قابل قبول يك خطر

 

26  ريسك قابل تحمل Tolerable risk

ريسكي كه ميزان آن تا حد قابل تحمل توسط سازمان،با در نظر گرفتن الزامات قانوني وخط مشي  بهداشتي –ايمني  پايين آمده است.

 

27  ارزيابي ريسك Risk Assessment

فرايند كلي برآورد ابعاد وگستردگي ريسك وتصميم برسراين موضوع كه ايا ريسك قابل تحمل است يا نه.

 

28  محيط زيستEnvironment

محيطي شامل هوا ,آب, خاك ,منابع طبيعي ,گياهان ,جانوران , انسان و روابط متقابل بين آنها كه سازمان در آن فعاليت مي كند.

 

29  جنبه زيست محيطي Environmental aspect

بخشي از فعاليتها ,محصولات يا خدمات يك سازمان كه بتوان با محيط زيست تاثير متقابل داشته باشد.

 

30  پيامد زيست محيطي Environmental impact

هر تغييري در محيط زيست اعم از نامطلوب يا مفيد كه تما يا بخشي از آن ناشي از فعاليتهاي يك سازمان باشد.

 

31  پيشگيري از آلودگي Prevention of pollution

استفاده از فرايندها,روش هاي كاري ,مواد يا محصولاتي كه باعث حذف ,جايگزيني ,كاهش و كنترل آلودگي شود و ميتوان شامل بازگرداني ,تصفيه ,تغيير فرايند مواد باشد.

 

مهمترین عناصر سیستم مدیریتی عبارتند از:

1.       رهبری و تعهد

اساس یک سیستم مدیریتی MS) (HSEرهبری و تعهد بالاترین رده مدیریت و آمادگی آن برای تهیه منابع کافی در زمینه موارد مربوط به HSE است. بطور کلی عمل تعهد به HSE MS در سطوح مختلف مدیریتی شامل موارد زیر می شود:

-         تخصیص منابع مورد نیاز شامل زمان و منابع مادی برای موضوعات HSE

-         گنجاندن موضوع HSE در فعالیتهای روزمره پرسنل

-         همکاری فعالانه در فعالیتهای مرتبط با HSE در داخل و خارج محیط کار

-         ارتباط دادن ملاحظات HSE در تصمیمات کاری

-         قدردانی از اقدامات انجام شده در زمینه HSE

-         مشارکت در ابتکارات داخل و خارج سازمانی

مدیریت ارشد می تواند از طریق ترویج فرهنگ باور، انگیزه، مشارکت و تعهد همکاری فعال کارکنان داخلی و خارجی را در راستای پیشبرد اهداف HSE پرورش دهد.

-     باور در سازمانها منجر به بهبود اجرای HSE شده و یک عامل اساسی در ایجاد و حمایت از ارائه گزارشات حوادث و در نتیجه اجرای موثر HSE MS است.

-     انگیزه که بر پایه آگاهی، ادراک، پذیرفتن مسئولیتهای فردی و شناخت مثبت در تقویت روشها و رفتارهای مطلوب است عامل مهمی در اجرا و بهبود HSE است.

-         مشارکت کارمندان در همه سطوح از طریق همکاری در توسعه HSE MS و پیگیری مستمر پیشنهادات برای پیشرفت

-     تعهد کارکنان نیز عامل ضروری برای بالا رفتن اثربخشی HSE MS محسوب شده و بدون وجود آن اجرای برنامه مورد نظر عملاٌ غیر ممکن خواهد شد.

 

2.       خط مشی و اهداف استراتژیک

خط مشی بخشی از سیستم مدیریتی محسوب می شود که از طریق آن سیاست کل سازمان در رابطه با سیستم یاد شده تعریف و ارائه می گردد.مهمترین مسئله در مورد خط مشی تدوین، توسعه، حمایت و تصدیق آن در بالاترین سطوح مدیریتی و ارائه آن به شکلی کاملاٌ قابل فهم برای کلیه گروههای مرتبط و علاقمند است. برای نمونه در بخش زیر به چند بند از خط مشی های ایمنی و بهداشت و محیط زیستی اشاره می شود:

-         تدوین دستورالعمل های ایمنی و بهداشتی برای کلیه عملیات

-         ترویج مشارکت در موضوعات ایمنی و بهداشتی

-         کاهش ضایعات، مصرف مواد و سوخت و انرژی

-         برگزاری دوره های آموزشی و برنامه های آگاهی دهنده برای کارکنان

 

3.       سازماندهی، تعیین منابع و مستند سازی

مهمترین بحث های که در این بخش مطرح می گردد شامل تعیین مسئولیتها، تعیین منابع و مستندسازی فعالیتها می باشد.

تعیین مسئولیتهای HSE در ارتباط مستقیم با ماهیت و ساختار سازمان می باشد برای مثال ممکن است مدیریت ارشد مسئولیت توسعه، تعیین منابع، بازنگری و انطباق موارد با خط مشی تدوین شده را بر عهده بگیرد.

در بخش اختصاص منابع بایستی توجه داشت که این امر شامل کلیه فسمتهای HSE MS باشد که برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-         تسهیلات، تجهیزات و واحدها برای رسیدن به الزامات قانونی و نظارتی

-         پرسنل، تجهیزات و سازمان در راستای پاسخ به بروز شرایط اضطراری

-         تخصیص منابع برای توسعه های جدید

-         و...

هدف اصلی از مستند سازی ایجاد یک تشریح و توصیف مناسب از HSE MS و فراهم آوردن یک مرجع کامل برای اجراء ونگهداری سیستم می باشد. مستند سازی می تواند بصورت کاغذی، الکترونیکی و یا اشکال دیگر صورت گیرد ولی مهمترین اصل در آن حفظ و نگهداری مناسب آن جهت دستیابی به محتویات و کنترل تکرار و اصلاح روشهای کاری است..

4.       مدیریت ریسک و ارزیابی آن

یک گام مهم دیگر در HSE MS شناسایی خطارت مرتبط با حیطه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست و همجنین تعیین اهمیت آنها از طریق ارزیابی ریسک و مدیریت آن می باشد.

 

امروزه برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک آنها تکنیک های بسیار زیادی معرفی شده است که هر کدام از نقاط قوت و ضعف خاص خود برخوردار می باشند. تکنیکهای موجود که تعداد آنها از عدد 100 تجاوز می کند را می توان از دیدگاههای مختلف طبقه بندی کرد. برای مثال تعدادی از این تکنیکها کاربرد مدیریتی و تعدادی دیگر کاربرد مهندسی دارند هر چند که در اغلب آنها سیستم مورد مطالعه از هر دو دیدگاه یاد شده ارزیابی می گردد. هم چنین تکنیکها را می توان از نظر تناسب آنها از نظر چرخه عمر سیستم نیز تقسیم بندی کرد. برای مثال در حالیکه روشهای نظیر لیست مقدماتی خطر(PHL) یا آنالیز مقدماتی خطر(PHA) ابزاری مناسب برای ارزیابی سیستم در فازهای اولیه محسوب می شوند بکارگیری تکنیک آنالیز علل معمول (CCA) بدلیل نیاز به اطلاعات جامع جهت تکمیل آن در فازهای ابتدائی قابل توصیه نخواهد بود. علاوه بر این انواعی از تکنیکها از ماهیتی استقرائی و تعدادی دیگر از نوع قیاسی می باشند. برای مثال روش آنالیز درخت رویداد(ETA)برای آنالیز از ساختار کل به جزء استفاده می کند در صورتیکه این ساختار در روش حالات شکست و آنالیز اثرات(FM&EA) از نوع جزء به کل است. علاوه بر این روشهای نظیر آنالیز درخت خطا(FTA)امکان کمی سازی نتایج را فراهم می سازد ولی تکنیکهای نظیر آنالیز خطرات خطا(FHA) از توانمندیهای یاد شده برخوردار نمی باشد

از مهمترین روشهای ارزیابی و مدیریت ریسک می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

                 1. Cause-Consequence Analysis

                2.Common Cause Analysis

               3.  Energy Trace and Barrier Analysis(ETBA)

               4.  Event Tree Analysis (ETA)

               5.  Explosive Safety Analysis

                6.  Failure Modes And Effects Analysis (FMEA)

               7.  Failure Modes, Effects, and Criticality Analysis (FMECA)

               8.  Fault Hazard Analysis

                9.Fault Tree Analysis (FTA)

               10.  Fire Hazards Analysis

               11.  Hazard and Operability Study (HAZOP)

               12.  Human Error Analysis

              13. Interface Analysis

              14. Job Safety Analysis

              15. Management Oversight and Risk Tree (MORT)

              16. Operating and Support Hazard Analysis(OSHA)

              17. Preliminary Hazard Analysis (PHA)

              18. Preliminary Hazard List (PHL)

               19. Technique for Human Error Prediction (THERP)

              20. What-If Analysis

 

5-طرحریزی

این بخش برنامه ریزی قطعی فعالیتهای کاری را که شامل معیار اندازه گیری کاهش ریسک می باشد مشتمل می گردد و برنامه ریزی برای عملیات موجود، مدیریت تغییرات و توسعه روش پاسخگویی به شرایط اضطراری را پوشش می دهد.

 

6.اجراء و پایش

 

منظور از این قسمت تعیین چگونگی انجام و پایش فعالیتها و همچنین نحوه بکارگیری اقدامات اصلاحی در زمانهای مورد نیاز است. بعبارت بهتر در این بخش برای اجرای عملی و موثر اقدامات طرحریزی شده در فسمت قبل، روشهای اجرائی و محتوا و شیوه های آموزشی برای کلیه افراد درگیر تدوین شده و کنترل می گردد.

7.     ممیزی و بازنگری

در این قسمت ارزیابی دوره ای سیستم، اجراء، اثربخشی و تناسب نهادی آن مورد بحث قرار می گیرد. يك برنامه مميزي مي تواند يك يا چند مميزي را شامل شود كه اين امر به ماهيت وپيچيدگي سازمان بستگي دارد.  مديريت رده بالاي سازمان بايستي اختيار كافي براي مديريت كردن برنامه مميزي را تفويض نمايد.